تبليغاتX
::. عاشقترین عاشق .::

عاشقترین عاشق

: درباره وبلاگ

 

سلام اسم من سحر از خوزستان این وبلاگ رو تقدیم به همه ی اونایی میکنم که مثل من تنهایشون رو فقط با یک نفر و برای همیشه تقسیم کردن و کسی رو که دوست دارن برای خاطر خودش وجود خودش صدای خودش نفس خودش هست بوده و خواهد بود دوست دارم

زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک
آن هم از دست عزیزی
که تو دنیا را
جز برای او و جز با او نمی خواهی
من گمانم زندگی باید همین باشد...

روزها گذشت …
هفته ها …
همینطور ماه ها …
روزهایی تلخ
هفته هایی بی هدف
ماه هایی به حرارت آتش و به سردی یخ
و این چنین است که با هر نفس به پایان این سفر نزدیک میشوم.




اشک زمانی زيباست که برای عشق باشد
عشق زمانی زيباست که برای تو باشد
تو زمانی زيبايی که برای من باشی






 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386

 

: پیوندها

 

.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
دیونه

سلام، منم از جنس تمام اون عاشقائيم كه به جرم عاشقي بهشون مي گن

 

                                           ديوونه

 

 اما باشه اگه عاشقي ديوونگيه باشه چه عيبي داره من خودم مي گم

 

                                          ديوونه ام

 

 ديوونهء همون كه هنوز هم مي دونه دوسش دارم، وبا تمام وجودش

 

 تلاش مي كنه تا خوردم كنه اما نمي دونه كه ديگه چيزي برام نذاشته اون

 

آخرين ضربان قلبمم ازم گرفت ،تا از امروز محتاج نگاهش بشم ،تا بتونم زنده

 

بمونم، من محتاج محبت كسي شدم كه هرگز من ونمي بينه يا شايدم باورم

 

نداره،نمي دونم ...!

| +| نوشته شده در  سه شنبه 29 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 
حکایت عشق

« حكايت عشق »

 

 يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ...

 و عشق از طرف اون شروع ميشه ...

 تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ...

اما دختر باور نميكنه ...

 چون يك چيزهايي ديده و شنديده ...

 تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ...

 ميره با يكي ديگه ...

 بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ...

 اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ...

اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود

| +| نوشته شده در  دوشنبه 28 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 
تولد عشق

تولد توآغازیست برای یه دنیا مهربانی

تولد همه خوبيهاست

تولد تمام زيباييهاي زندگي

امروز روز توست

امروز برايت زيباترين گلهاي دنيا را  خواهم آورد

هر چند تو مهربانتر از همه آنهايي

هميشه به قداست چشمان تو ايمان دارم

چه كسي چشم هاي تو را رنگ كرده است؟

چه وقت ديگر  گيتي تواند چون تويي را بزايد؟

فرشته اي فقط در قالب يك انسان !

فقط ساده مي توانم بگويم :

بهترینم تولدت مبارک...!

و عشقم تقدیم تو باد

امروز روزی بود که فرشتگان رو به سویت سجده کردند و با بوسه بر خاک پایت تو را به این گیتی هدایت کردند اما من حقیر این روز را فراموش کردم و هیچوقت خودم رو نمی بخشم میدانم انتظار داشتی که من اولین کسی باشم از دوستانت که تولدت رو تبریک می گویم اما چه کنم که فراموشی توان آدم رو ازش میگیره و عرق شرم رو بر گونهایش جا میزاره، مایع اندوه تمام تنم را به خود آغشته کرد نمی دانم چگونه ازتو عذر بخوام وچگونه بهت ثابت کنم که دوستت دارم  بهترینم من واقعا متاسفم متاسفم به امید روزیم که منو ببخشی افسانه حیات من...!

                 منو ببخش تمنا دارم بهترینم...!

 

| +| نوشته شده در  دوشنبه 28 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 
تقدیم به فاطمه دوست و همکاره عزیزم

تقدیم به دوست عزیزم فاطمه

که (البته) خیلی با احساسه

و عاشق سهراب سپهریه

آدمها مثله کتاب می مونن

از روی بعضی ها باید مشق نوشت

از روی بعضیها باید جریمه نوشت

بعضی از آدمها رو باید چند بار خوند تا معنی شونو بفهمی

و بعضی آدمها رو باید نخوند

باید دور انداخت.

 

| +| نوشته شده در  یکشنبه 27 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 
قسم عشق

 

 

« قسم »

به خدايي كه ما را آفريد قسم
به عشق پاكمان قسم
به قطره قطره اشكهايمان قسم
تا زماني كه نفس مي كشم
دوستت دارم و فراموشت
نخواهم كرد
و تو
نياز من بودي و من نيز نياز تو
.....
من يك جوان پير و عاجز و دلشكسته اي بيش نبودم كه تو ناجي من شدي.
مهرباني و سخاوت تو هرگز فراموش شدني نيست.

 

*************************************

« حس من »

 

اما اينبار مينويسم براي تو ,  براي لبخندي نو
برايت مينويسم
, مينويسم که بخواني تا بداني : در زندگي ام فقط تو را دارم
که بخواني تا بداني
تنها چيزي که سرکشي ام را آرامش مي بخشد فقط تويي
که بخواني تا بداني
برايم همچون آب براي گل
برايت مينويسم که بخواني و بداني
من هرگز کسي را که با سختي ديگران در کنارش به آرامش رسيده ام

را به آسانی از دست نخواهم داد
مينويسم تا بداني
وقتي آمدي پاييز بود
، با آمدنت پاييز را بهار کردي ،

زندگي احساس من نه پاييز را داشته است و نه زمستان را
نگذار پاييز بيايد و ماندگار شود
نگذار زمستان بيايد و بهار گريزان شود و باز هم پاييز بماند
تو را به دل بهاريت قسم
، بمان و فصل ها را بهم نریز

 

| +| نوشته شده در  یکشنبه 27 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 
سوال

 

دختره از دوست پسرش میپرسه من خوشگلم !!؟؟

پسره میگه:نه!!

دختره گفت:دوسم داری ؟؟

پسره گفت:اصلا!!

دختره گفت: اگه بمیرم برام گریه می کنی ؟

پسره گفت : هرگز!

دختره بغضش ترکید و چشماش پر از اشک شد ...

پسره بغلش کرد و بهش گفت:تو خوشگل نیستی بلکه زیباترینی

تو رو دوست ندارم چوون عاشقتم.

                     اگه تو بمیری برات گریه نمی کنم چون من هم میمیرم.
| +| نوشته شده در  شنبه 26 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 
تقدیم به هستی عشقم در رابطه با (sms)

  

  تقدیم به هستی عشقم (***)

                       « در آرزوی تو »

                    یکی داشت و یکی نداشت،

 اونی که داشت تو بودی و اونی که تورو نداشت من بودم!
                  یکی خواست و یکی نخواست،

 اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن رو نخواست

                               من بودم!
                          
یکی بود و یکی نبود،

 اونی که بود تو بودی و اونی که بدون تو هیچی نبود من بودم!
                         
یکی آورد و یکی نیاورد،

 اونی که آورد تو بودی و اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد

                               من بودم!
                          یکی برد و یکی نبرد،

       اونی که برد تو بودی و اونی که دل به تو باخت من بودم!
                          
یکی گفت و یکی نگفت،

اونی که گفت تو بودی و اونی که دوست دارم رو به هیچ کس جز تو نگفت

                                من بودم!
                         
یکی موند و یکی نموند،

اونی که موند تو بودی و اونی که بدون تو نمیتونست بمونه من بودم!
                          یکی رفت و یکی نرفت،

اونی که رفت تو بودی و اونی که به خاطر تو توی قلب هیچ کس نرفت

                                 من بودم!

| +| نوشته شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 
اشک

         

                    « اشک »

 وقتي ميخواي کسي رو که عاشقشي فراموش کني.

      چشمات رو ميبندي ولي عشق به صورت

         قطره اي اشک از چشمات مياد پايين

         مي ريزه روي قلبت وااون جا ميمونه

                       تا ابد.... .. ..

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 
خواب ناز

| +| نوشته شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 

 

                    « عشق »

        دور یا نزدیک،هرجا که هستی مهم نیست؛

 حس می کنم قلبم همواره به تو عشق خواهد ورزید.

تو یک باره دیگر در را می گشایی و میهمان قلبم می گردی

          و قلبم همواره به تو عشق خواهد ورزید.

 عشق تنها می تواند یک بار تو را بنوازد وتا ابد باقی بماند

                 و تا پایان عمر تو را رها نکند.

   عشق آن زمان بوجود آمد که من به تو عشق ورزیدم

        آن لحظه براستی که در آغوشت گرفتم،

    لحظه ای که همواره در زندگی ام جاودانه خواهد بود.

آن زمان که در کنارم هستی از هیچ چیز نمی هراسم؛ و می دانم،

         می دانم که قلبم همواره به تو عشق خواهد ورزید.

 ما تا ابد اینگونه خواهیم ماند و در قلبم تو را حفظ خواهم کرد.

         قلبم آری قلبم همواره به تو عشق خواهد ورزید.

| +| نوشته شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 

       « دنیای عاشقی »

 

     دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری ،تو را دوست نمی دارد!

     کسی که تو را دوست دارد، تو دوستش نمی داری!

     اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد،

     به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسندو این رنج است.

                        زندگی یعنی این ....

                             

                        «دکتر علی شریعتی»

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 
« درد و دلی از طرف دوست ناشناسم تنهاترین عاشق »

« درد و دلی از طرف دوست ناشناسم تنهاترین عاشق »

تمام تنهایی دنیا امشب با من است
سکوت و سکوت ، سکوت . . .
در ذهنم هیچ خاطره ای گذر نمی کند
گویی آنها هم مرا در
تنهاییم ، تنهایم گذاشته اند
کیست که درد تنهایی مرا تجربه کرده
کیست که مرا در این حال بفهمد
می شکند
سکوت تنهاییم با طنین صدای گریه ات
خوش به حالت که چه ساده اشک می ریزی!!!
چه سخت است برای مرد

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 
| +| نوشته شده در  چهارشنبه 23 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 
نگاه تو
 

  *  نگاه تو  *

سر انجام با دیدن نگاه تو آرام می شوم

چو آهوی گریخته ای رام می شوم

باور نمی کنی ؟ ای همه هستیم

که من دارم به جرم عشق تو بدنام می شوم

من بی تو پای چوبه ی دار غریبی ام

روزی هزار مرتبه اعدام می شوم

با چشم های خویش مرا آرام می کنی

باور نمی کنم که چنین خام می شوم

گفتی که تو هرگز عاشق خوبی نمی شوی

گفتم : قسم به عشق ! سر انجام می شوم

| +| نوشته شده در  چهارشنبه 23 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 
با تو خواهم ماند همیشه...

                با تو بودن

با تو بوده ام همیشه ودرهمه جا با تو نفس کشیده ام،

     با چشمان تو دیده ام مرااز تو گریزی نیست

                چنان که جسم راازروح!

                  وزمین را از آسمان

                  و درخت رااز آفتاب

           تو دلیل حیات من بوده و هستی،

    وچنان بااین دلیل زیسته ام که باور کرده ام

                 علت بودن من ،تو هستی

    پاسخ من به آغاز و پایان زندگی این است:

              «همیشه با تو »

| +| نوشته شده در  چهارشنبه 23 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 
زیباترین گفته من به عشقم که بگویم دوستت دارم بهترینم

 

« این را تقدیمش میکنم و به او می گویم دوستت دارم بهترینم »

                          

            «  زیباترین گفته »

 

‫زیباترین حرفت را بگو شکنجه ی پنهان سکوتت را آشکاره کن.

   و هراس مدار از آن که بگویند ترانه ای بیهوده میخوانید.

         چرا که ترانه ی ما ترانه ی بیهوده گی نیست.

              چرا که عشق حرفی بیهوده نیست.

      حتی بگذارآفتاب نیز بر نیاید به خاطر فردای ما

        چرا که عشق خود فرداست خود همیشه است.

       بیش ترین عشق جهان را به سوی تو می آورم.

               از معبر فریاد ها و حماسه ها

   چرا که هیچ چیز در کنار من از تو عظیم تر نبوده است

   که قلبت چون پروانه ای ظریف و کوچک و عاشق است.

 

| +| نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 

 

         "قانون عشق"

قانون تنهایی من است

و تنهایی من عشق

و عشق ارمغان دلدادگیست

و این سرنوشت سادگیست !

چه قانون عجیبی

چه ارمغان نجیتی

و چه سرنوشت تلخ و غریبی

که هر بار ستارهای زندگی ات را

با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره امید کنی

و خود در تنهایی و سکوت

با چشمهایی خیس از غرور

پیوند ستاره ها را به نظاره بنشینی

و خموش و بی صدا

به شادی ستاره های از تو گشته جدا 

دل خوش کنی

و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری

و باز هم تو بمانی و یک عمر صبوری

    *سحر*

| +| نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386 توسط سحر  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved